بیدارم کن ...
 
بیدارم کن از کابوسی که دم به دم با من میاد
 
بیدارم کن از تصویر یه برگ سبز تو چنگ باد
 
بیدارم کن از این وحشت بیدارم کن
 
 
فانوسم باش فانوسم باش تو تاریکی که لحظه لحظه با منه
 
فانوسم باش وقتی این شب ستاره ها میشکنه
 
فانوسم باش تو این غربت نازنینم
 
 
با من باش آواز تو صدای شهر بی صداست
 
لبخند تو خلاصه ترانه هاست
 
دستای تو برای زخم من دواست بیدارم کن
 
 
منو ببر که خسته ام که خسته از سیاهی ام
 
منو ببر به سمت صبح منو ببر به سمت نور
 
به سمت نور
 
 
بیدارم کن
 
بیدارم کن از کابوسی که دم به دم با من میاد
 
بیدارم کن از تصویر یه برگ سبز تو چنگ باد
 
بیدارم کن از این وحشت
 
بــــــــیدارم کن...
 
 


تاريخ : یکشنبه پانزدهم تیر 1393 | 18:49 | نویسنده : ملیکا |
 

خداوندا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداوندا.....

قرارم باش و یارم باش .....

جــــــــــــــــــــــــــــــــــهان تاریکی محـــــــــــــــــــــــض است

        میترسم..

                         کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارم باش....

 

آخ که چقدر دلم  برایت تنگ شده......

 

ملیکای عزیزم........

 

منبع:http://love-behnam.blogfa.com



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 18:48 | نویسنده : ملیکا |

امسالت راباتکه های  شکسته سال قبل شروع نکن

 

امسال سال دیگری است

 

امسالت را  پراز احساس خوب کن

 

حس خوب  یعنی

 

دوره کردن داستان های حسنک کجایی و کوکب خانوم

 

تا شاید درکنارشان

 

دهقان فداکار و چوپان  دروغگو  را هم به یاد

 

آوری و بفهمی که این روزها

 

زاغ و روباه باهم رفاقت میکنن..

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 | 0:0 | نویسنده : ملیکا |
خلاصه ای از دعای شریف امام سجاد (ع)


خدایا چگونه صدایت کنم در حالی که من منم

و چگونه از تو قطع امید کنم در حالی که تو تویی.

خدایا همانطور که دریا را برای حضرت موسی علیه السلام شکافتی و نجاتش دادی

از تو میخواهم مرا نجات دهی از آنچه درآنم و مرا خارج کنی از مشکلی که درآنم

بزودی بدون تاخیر بفضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.


*شيخ كفعمى در كتاب بلد الامين از حضرت زين العابدين (ع) دعايى نقل كرده و فرموده:اين دعا را مقاتل بن سليمان از آن حضرت روايت كرده و گفته:هركه اين دعا را صد مرتبه بخواند و دعايت اجابت نشود پس‏ مقاتل را لعنت كند.



التماس دعا




تاريخ : شنبه سی ام شهریور 1392 | 15:8 | نویسنده : ملیکا |


تو دل یه مزرعه یه کلاغی رو سیاه

 هوایی شده بره پابوس امام رضا

اما هی فک میکنه اونجا جای کفتراس

آخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاس

من که توی سیاهیا از همه روسیاترم

میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

تو همین فکرا بودش کلاغه عاشقمون

یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون

که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو

به سیاهی فک نکن تو یه زائری برو

من که توی سیاهیا از همه روسیاترم

میون اون کبوترا با چه رویی بپرم




السلام علیک یا ابوالحسن یا علی بن موسی الرضا(ع)

السلام علیک یا اخت علی بن موسی الرضا(س)



تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 17:3 | نویسنده : ملیکا |

      من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

     پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو

      سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

    ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

    دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

      آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

   گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم

     گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

    من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت

   سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

    قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد

    در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

      گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد

     که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

     گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است

      گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

     گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

     گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

      ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال

     خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

      گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست

     گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو



دیوان شمس مولوی،غزل شماره2219


برچسب‌ها: مولوی , دیوان شمس , غلام قمر , من غلام قمرم , مولانا

تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 22:53 | نویسنده : ملیکا |

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخود آگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو  چندی ست که در کار زمین حیرانم
مانده ام،بی تو چرا باغچه مان گل دارد؟

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده،زمین شوق تکامل دارد

جمکران نقطه امید جهان شد که در آن
هرچه دل،سمت خدا دست توسل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت،تنها
تکیه بر کعبه بزن،کعبه تحمل دارد...
طوفان واژه ها:سید حمیدرضابرقعی



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 | 19:35 | نویسنده : ملیکا |

کاش می شد بغض را آزاد کرد

لحظه ی دیدار را نزدیک کرد

کاش می شد روی لوح عاشقی

نقش غفار الذنوب را رسم کرد...


دست نوشتی از من




تاريخ : چهارشنبه نهم مرداد 1392 | 21:16 | نویسنده : ملیکا |

ای که زود از بندگانت راضی وخشنود میشوی

ببخش بر بنده ای که به جز دعا و تضرع به درگاهت مالک چیزی نیست..

که توهر چه بخواهی به قدرت کامله ات انجام میدهی..

ای که نامت دوای درد دردمنان عالم و یادت شفای بیماران است

و

طاعتت بی نیازی از هرچه در جهان است.

ترحم فرما به کسی که سر مایه اش امید به توست

و

اسلحه اش اشک چشمان گریان است.

ای عطابخش نعمت ها،

ای برطرف کننده مصیبت ها،

ای روشنی بخش وحشت زدگان در تاریکیها،

ای دانای بی معلم

ببخش بر ما..................................................


فرازی از دعای شریف کمیل


پیشنهاد میکنم به این لینک برید.

هرچی سعی کردم نشد در وبلاگ بذارم...

http://sound.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150301&MusicID=110697



تاريخ : شنبه پنجم مرداد 1392 | 2:24 | نویسنده : ملیکا |


تو آن آیه‌ای که از سوره کوثر نازل می‌ شوی تا منجی روز محشر باشی. تو آمدی و پرده‌های شب را

کنار زدی تا در زلالی سینه ‌ات، پرنده ‌ایمان، دوباره اوج بگیرد.





امام حسن مجتبی(ع):

«مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»


هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.



«أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»


كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند،

من ضامن اجابت دعاى او هستم.



                                                                                                                                            



تاريخ : چهارشنبه دوم مرداد 1392 | 1:41 | نویسنده : ملیکا |


الو سلام منزل خداست؟

 این منم مزاحمی که آشناست

 هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

 ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

 شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است

 به ما که می رسد، حساب بنده هایتان جداست؟

 الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

 خرابی از دل من است یا که عیب سیمهاست؟

 چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟

 خوب و صاف و واضح و رساست؟

 اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم

 شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

 دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم

 پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست

 الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم

 دوباره زنگ میزنم ، دوباره ، تا خدا خداست

 دوباره ...... تا خدا خداست

سلام بر میهمانی خدا ...



تاريخ : پنجشنبه بیستم تیر 1392 | 18:14 | نویسنده : ملیکا |

خداوندا!


به من دلی عطا کن که مشتاق مقام قرب تو با شدو زبانی که سخن صدقش


سوی تو بالا رود و نظر حقیقتی که تقرب تو جوید.

 

فرازی از مناجات شعبانیه

           

     



 می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای

من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم.

هنوز خدایت همان خداست!

هنوز روحت از جنس من است!

منبع:تبیان


  


          خدایـــا کمـــک کـــن :


     که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد...


   کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...


    مبـــادا بمیـــرد...!!!


  بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن...


     که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!


     خــــدایــا دلــــــم را


      که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت...


    اگر چه شــــــکســــــته!!!


             شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!!


منبع:love-behnam.blogfa.com



تاريخ : پنجشنبه ششم تیر 1392 | 17:10 | نویسنده : ملیکا |


بی‌قرار تؤام و در دل تنگم گِله‌هاست


آه! بی‌تاب شدن عادت کم حوصله‌هاست


مثل عکس رُخ مهتاب که افتاده در آب


در دلم هستی و بین من و تو فاصله‌هاست


بی‌تو هر لحظه مرا، بیم فرو ریختن است


مثل شهری که به روی گُسل زلزله‌هاست


آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟


دیدنت آرزوی روز و شب چلچله‌هاست


باز می‌پرسم از آن مسئلة دوری و عشق


و ظهور تو جواب همة مسأله‌هاست



اللهم عجل الولیک الفرج

منبع:بیتوته



تاريخ : یکشنبه دوم تیر 1392 | 18:17 | نویسنده : ملیکا |

شب پره‌ها

برای رسیدن به ماه بانویشان

شب را گم کرده‌اند

در میان این همه ماهِ فریب

که درختانِ مرده

گل داده‌اند

پرهایشان را گم کرده‌اند

بانو!

شب پره ها گم شده‌اند

گم شده‌ام.

 

 کیکاووس یاکیده ، از مجموعه "بانو و آخرین کولی سایه فروش"

 

برای شنیدن شعرهای کیکاووس یاکیده با صدای خود شاعر اینجا کلیک کنید.

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 | 17:51 | نویسنده : ملیکا |



حسین سلطان عشق


عباس ساقی عشق،
زینب شاهد عشق

و
سجاد راوی عشق.

کاروان عشق در راه است

و
خود “عشق”نیمه شعبان خواهد آمد

اعیاد شعبانیه و میلاد امام زین العابدین

مبارک.


موضوعات مرتبط: مناسبت ها

تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 | 15:15 | نویسنده : ملیکا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.